رسانه و شکل‌پذیری جامعه: چرخه‌ای از توهم، افسردگی و مصرف

رسانه

مقدمه: رسانه، شمشیر دولبه زندگی مدرن



در دنیای امروز، رسانه‌ها همه‌جا هستند: از تلویزیون و رادیو گرفته تا شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و تیک‌تاک. هر روز که از خواب بیدار می‌شیم، با سیل عظیمی از اطلاعات، تبلیغات، سریال‌ها و محتواهای رنگارنگ روبه‌رو می‌شیم که ذهنمون رو بمباران می‌کنن. رسانه‌ها به ما می‌گن چی بپوشیم، چی بخریم، چطور زندگی کنیم، و حتی چه جوری عشق بورزیم. اما این تأثیر عمیق، همیشه مثبت نیست. در واقع، رسانه‌ها با دستکاری روانی، انتظارات غیرواقعی تو ذهنمون می‌کارن و ما رو تو یه چرخه معیوب از توهم، افسردگی و مصرف‌گرایی گرفتار می‌کنن.

تو این مقاله، می‌خوایم درباره نقش رسانه‌ها تو شکل‌دهی رفتار جامعه حرف بزنیم. می‌خوایم ببینیم چطور رسانه‌ها با ایجاد توهمات، ما رو از واقعیت زندگی دور می‌کنن و به سمت مصرف‌گرایی سوق می‌دن. بعد، یه چرخه خطرناک رو بررسی می‌کنیم که از دِنایال (انکار) شروع می‌شه، به افسردگی می‌رسه، و با خرید کردن ادامه پیدا می‌کنه. در نهایت، راهکارهایی برای رهایی از این چرخه پیشنهاد می‌کنیم تا بتونیم زندگی واقعی‌تری داشته باشیم. بیاین با هم این موضوع رو کاوش کنیم.

رسانه چگونه ذهن ما را دستکاری می‌کند؟

رسانه‌ها یه ابزار قدرتمند برای تأثیرگذاری روی ذهن آدما دارن: داستان‌سرایی. از سریال‌های تلویزیونی گرفته تا پست‌های اینستاگرامی اینفلوئنسرها، همه‌چیز طوری طراحی شده که احساسات ما رو درگیر کنه و ذهنمون رو به یه مسیر خاص هدایت کنه. اما این داستان‌سرایی همیشه بی‌ضرر نیست. رسانه‌ها اغلب با ایجاد انتظارات غیرواقعی، ما رو تو یه دنیای خیالی غرق می‌کنن که با واقعیت زندگی روزمره‌مون فاصله زیادی داره.

بیاین با یه مثال ساده شروع کنیم. تو یه سریال تلویزیونی، یه پسر پولدار و خوش‌تیپ رو می‌بینیم که عاشق یه دختر فقیر با ظاهری معمولی می‌شه. پسر همه‌چیز رو رها می‌کنه، می‌ره تو خونه ساده و فقیرانه دختر، و سال‌ها با خوشبختی کنارش زندگی می‌کنه. این داستان برای خیلی‌ها جذابه، چون حس امید و عشق رو منتقل می‌کنه. اما یه مشکل بزرگ داره: تو دنیای واقعی، این اتفاق به‌ندرت می‌افته. اکثر پسرهای پولدار دنبال کسایی می‌گردن که از نظر مالی و اجتماعی هم‌سطحشون باشن، و خیلی کم پیش می‌آد که کسی کل زندگیش رو به خاطر عشق رها کنه و تو یه خونه ساده زندگی کنه.

این داستان‌های غیرواقعی چه اثری روی ذهن ما می‌ذارن؟ اونا یه توهم ایجاد می‌کنن که زندگی باید یه جور خاص باشه. دختری که این سریال رو می‌بینه، ممکنه با خودش فکر کنه: «منم می‌تونم یه روز یه پسر پولدار پیدا کنم که عاشقم بشه و همه‌چیز رو به خاطر من رها کنه.» اما وقتی تو دنیای واقعی می‌ره و می‌بینه که نه‌تنها پسرهای پولدار، بلکه حتی پسرهای معمولی هم بهش توجه نمی‌کنن، دچار یه شکاف بزرگ بین توقعاتش و واقعیت می‌شه. این شکاف، اولین قدم تو یه چرخه خطرناکه.

رسانه‌ها فقط با داستان‌سرایی کار نمی‌کنن. اونا از تبلیغات هم استفاده می‌کنن تا ما رو به مصرف‌گرایی سوق بدن. مثلاً تو اینستاگرام، یه اینفلوئنسر رو می‌بینیم که با یه لباس گرون‌قیمت تو یه ویلای لوکس عکس گذاشته و زیرش نوشته: «تو هم می‌تونی این زندگی رو داشته باشی، فقط کافیه این محصول رو بخری!» این پیام‌ها به ما می‌گن که خوشبختی تو خرید کردن و داشتن چیزهای بیشتره. اما واقعیت اینه که خیلی از ما نمی‌تونیم اون سبک زندگی رو داشته باشیم، و این باعث می‌شه احساس نارضایتی و کمبود کنیم.

High school student and her friends using their smart phones in a hallway.

چرخه دِنایال، افسردگی، خرید

حالا بیایم این چرخه رو که تو بحثمون بهش اشاره کردی، با جزئیات بیشتری بررسی کنیم: چرخه دِنایال، افسردگی و خرید. این چرخه دقیقاً همون چیزیه که رسانه‌ها با دستکاری روانی تو جامعه ایجاد کردن.

  1. دِنایال (انکار): همون‌طور که تو مثال سریال گفتیم، رسانه‌ها انتظارات غیرواقعی تو ذهن آدما می‌کارن. دختری که اون سریال رو دیده، با خودش فکر می‌کنه که باید یه پسر پولدار پیدا کنه. اما وقتی تو دنیای واقعی می‌ره و می‌بینه که این اتفاق نمی‌افته، به جای اینکه توقعاتش رو با واقعیت تنظیم کنه، وارد فاز انکار می‌شه. با خودش می‌گه: «نه، من حتماً می‌تونم این زندگی رو داشته باشم، فقط باید بیشتر تلاش کنم.» این انکار باعث می‌شه از واقعیت زندگی خودش فاصله بگیره و تو دنیای توهماتش غرق بشه.
  2. افسردگی: وقتی این دختر می‌فهمه که نمی‌تونه به اون توقعات غیرواقعی برسه، دچار سرخوردگی می‌شه. می‌بینه که نه‌تنها پسر پولدار، بلکه حتی پسرهای معمولی هم بهش توجه نمی‌کنن. این شکاف بین توقعات و واقعیت، احساس کمبود و نارضایتی رو توش ایجاد می‌کنه. کم‌کم این حس به افسردگی تبدیل می‌شه. تو جامعه ما، افسردگی بین زنان جوون و میان‌سال به خاطر همین فشارهای رسانه‌ای خیلی شایعه. اونا مدام خودشون رو با اینفلوئنسرها، بازیگرها، یا حتی شخصیت‌های خیالی مقایسه می‌کنن و احساس می‌کنن که به اندازه کافی خوب نیستن.
  3. خرید: رسانه‌ها یه راه‌حل جعلی برای این افسردگی به آدما پیشنهاد می‌دن: خرید کردن. تو تبلیغات و محتواهای رسانه‌ای، مدام به ما می‌گن که اگه یه لباس جدید، یه گوشی جدید، یا یه محصول زیبایی بخریم، حالمون بهتر می‌شه. برای خیلی از زن‌ها، خرید کردن یه راه فرار موقت از افسردگیه. اما این یه چرخه معیوبه، چون خرید کردن نه‌تنها مشکل اصلی (یعنی توقعات غیرواقعی) رو حل نمی‌کنه، بلکه باعث می‌شه بیشتر تو این چرخه غرق بشن. دختری که پول کافی برای خرید نداره، ممکنه به هر راهی متوسل بشه تا بتونه این نیاز رو برآورده کنه، و اینجاست که فشار به مردها و روابط انسانی وارد می‌شه.

این چرخه فقط مختص زنان نیست. مردها هم به یه شکل دیگه تو این دام می‌افتن. اونا هم تحت تأثیر رسانه‌ها قرار می‌گیرن و فکر می‌کنن که برای جذاب بودن باید پول زیادی خرج کنن، ماشین گرون بخرن، یا یه سبک زندگی لوکس داشته باشن. وقتی نمی‌تونن به این استانداردها برسن، اونا هم دچار افسردگی می‌شن و این چرخه ادامه پیدا می‌کنه.

تأثیر روی روابط انسانی و خانواده

یکی از غم‌انگیزترین نتایج این چرخه، تأثیرش روی روابط انسانی و بنیان خانواده‌ست. وقتی آدما تو این چرخه دِنایال، افسردگی و خرید گرفتار می‌شن، دیگه نمی‌تونن روابط واقعی و پایدار بسازن. همون‌طور که تو بحثمون گفتی، دختری که تحت تأثیر رسانه‌ها دنبال یه پسر پولدار می‌گرده، دیگه نمی‌تونه یه پسر معمولی رو قبول کنه. از اون طرف، پسرها هم تحت فشار قرار می‌گیرن که باید پول بیشتری خرج کنن تا بتونن این توقعات غیرواقعی رو برآورده کنن.

این فشارها باعث می‌شه که روابط بین آدما به جای اینکه بر پایه عشق، احترام و درک متقابل باشه، به یه معامله اقتصادی تبدیل بشه. تو خیلی از جوامع، از جمله ایران، می‌بینیم که ازدواج‌ها به خاطر همین توقعات غیرواقعی با شکست مواجه می‌شن. مثلاً دختری که تحت تأثیر سریال‌ها و اینستاگرام دنبال یه زندگی لوکسه، ممکنه از پسری که یه زندگی معمولی داره، توقع داشته باشه که خرج‌های غیرمنطقی رو تأمین کنه. وقتی این توقعات برآورده نمی‌شه، رابطه به فروپاشی می‌رسه.

خانواده‌ها هم از این چرخه آسیب می‌بینن. وقتی والدین تحت تأثیر رسانه‌ها مدام دنبال مصرف‌گرایی و خرید چیزهای جدیدن، وقت و انرژی کمتری برای فرزندانشون می‌ذارن. بچه‌ها تو یه محیطی بزرگ می‌شن که به جای ارزش‌های انسانی، ارزش‌های مادی براشون مهم می‌شه. این باعث می‌شه که نسل بعدی هم تو همین چرخه گرفتار بشه و این داستان تا بی‌نهایت ادامه پیدا کنه.

راهکارها: چگونه از این چرخه رها شویم؟

برای رهایی از این چرخه معیوب، باید قدم‌هایی عملی برداریم که هم خودمون رو نجات بدیم و هم به نسل‌های بعدی کمک کنیم که تو این دام نیفتن. در ادامه چند راهکار پیشنهاد می‌کنیم:

  1. فاصله گرفتن از رسانه‌ها: اولین و مهم‌ترین قدم، کم کردن مصرف رسانه‌ایه. این به این معنی نیست که کلاً از رسانه‌ها استفاده نکنیم، بلکه باید آگاهانه انتخاب کنیم که چه محتوایی مصرف می‌کنیم. مثلاً به جای دنبال کردن اینفلوئنسرهایی که سبک زندگی غیرواقعی رو تبلیغ می‌کنن، پیج‌هایی رو دنبال کنیم که محتوای مفید و واقعی دارن. یا به جای دیدن سریال‌های غیرواقعی، مستندهایی ببینیم که ما رو با واقعیت‌های زندگی آشنا می‌کنن.
  2. ترویج آگاهی از طریق رسانه‌ها: همون‌طور که خودت پیشنهاد دادی، می‌تونیم از همین ابزار رسانه برای پخش آگاهی استفاده کنیم. مثلاً محتواهایی درست کنیم که به مردم نشون بده چطور رسانه‌ها ذهنشون رو دستکاری می‌کنن. یه ویدیوی کوتاه تو تیک‌تاک که با طنز نشون بده چطور تبلیغات ما رو به خرید وادار می‌کنه، می‌تونه تأثیر زیادی داشته باشه.
  3. آموزش به نسل جدید: باید تو سیستم‌های آموزشی و حتی تو خانواده‌ها به بچه‌ها یاد بدیم که رسانه‌ها همیشه واقعیت رو نشون نمی‌دن. مثلاً بهشون یاد بدیم که چطور محتوای رسانه‌ای رو نقد کنن و به جای تقلید کورکورانه، به دنبال ارزش‌های واقعی مثل عشق، احترام و ساده‌زیستی باشن.
  4. زندگی ساده‌تر: باید به خودمون و دیگران یادآوری کنیم که خوشبختی تو خرید و مصرف بیشتر نیست. یه جنبش فرهنگی برای ترویج ساده‌زیستی می‌تونه خیلی کمک کنه. مثلاً یه چالش تو شبکه‌های اجتماعی راه بندازیم که مردم رو تشویق کنه یه روز بدون تکنولوژی یا یه هفته بدون خرید غیرضروری زندگی کنن.
  5. گفت‌وگوهای واقعی: با دوستامون، خانواده‌مون و اطرافیانمون درباره این چرخه حرف بزنیم. اگه بتونیم یه گفت‌وگوی ساده درباره تأثیر رسانه‌ها راه بندازیم، می‌تونه آگاهی زیادی ایجاد کنه. مثلاً به یکی از دوستامون بگیم: «تو هم حس می‌کنی اینستاگرام داره بهت فشار می‌آره که بیشتر خرید کنی؟»

نتیجه‌گیری: دعوت به آگاهی و تغییر

رسانه‌ها یه ابزار قدرتمندن، اما این قدرت می‌تونه هم سازنده باشه و هم مخرب. امروز، رسانه‌ها با دستکاری روانی ما رو تو یه چرخه معیوب از دِنایال، افسردگی و خرید گرفتار کردن. این چرخه نه‌تنها زندگی شخصیمون رو تحت تأثیر قرار داده، بلکه روابط انسانی و بنیان خانواده‌ها رو هم به خطر انداخته. اما خبر خوب اینه که ما می‌تونیم از این چرخه رها بشیم.

بیاین از خودمون شروع کنیم: مصرف رسانه‌ای‌مون رو کم کنیم، آگاهانه‌تر انتخاب کنیم، و به نسل جدید یاد بدیم که چطور از این دام فرار کنن. بیاین از همین ابزار رسانه برای پخش آگاهی استفاده کنیم و به دیگران نشون بدیم که خوشبختی تو خرید و تقلید از زندگی اینفلوئنسرها نیست، بلکه تو زندگی واقعی و ساده‌ست. شما آماده‌اید که بخشی از این تغییر باشید؟ قدم اول رو از همین امروز بردارید: یه روز بدون رسانه، یه گفت‌وگوی واقعی با یه دوست، یا یه پست ساده تو شبکه‌های اجتماعی که این آگاهی رو منتشر کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *