مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده در عمان، که از ۱۲ آوریل ۲۰۲۵ آغاز شده، به نظر میرسد وارد فاز جدیدی از دیپلماسی شده است: مذاکراتی طولانی و بدون نتیجه قطعی. در این سناریو، دو طرف پیشرفتهای محدودی را اعلام میکنند، اما توافقی نهایی شکل نمیگیرد و مذاکرات به دورهای بعدی موکول میشود. این وضعیت، هرچند ممکن است ناامیدکننده به نظر برسد، میتواند برای ایران ثبات نسبی به همراه داشته باشد، از کاهش قیمت ارزهای خارجی گرفته تا ایجاد اطمینان خاطر در میان مردم که حداقل تا زمان ادامه مذاکرات، خبری از جنگ نخواهد بود. اما این ثبات تا چه حد پایدار است؟
کاهش قیمت ارز: امیدی شکننده در بازار
یکی از مهمترین تأثیرات مذاکرات کشدار، ایجاد امیدواری در بازارهای ایران است. قیمت ارزهای خارجی، بهویژه دلار، در ایران به شدت تحت تأثیر اخبار سیاسی قرار دارد. ادامه مذاکرات، حتی بدون نتیجه قطعی، میتواند این پیام را به بازار بدهد که احتمالاً در آینده تحریمها کاهش مییابد. این موضوع باعث کاهش تقاضا برای دلار در بازار آزاد میشود و میتواند قیمت ارز را تا حدی پایین بیاورد.
برای مثال، اگر فرض کنیم قیمت دلار در بازار آزاد در بهار ۲۰۲۵ حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان باشد، ادامه مذاکرات و انتشار اخبار مثبت (مانند “پیشرفتهایی در مذاکرات حاصل شد”) میتواند قیمت دلار را ۵ تا ۱۰ درصد کاهش دهد و به حدود ۵۵ تا ۶۰ هزار تومان برساند. این کاهش، هرچند محدود، میتواند به تثبیت نسبی قیمت کالاهای وارداتی و کاهش فشار تورمی کمک کند. با این حال، این ثبات شکننده است؛ هر خبر منفی از مذاکرات میتواند بازار را دوباره متلاطم کند.

اطمینان خاطر عمومی: فعلاً خبری از جنگ نیست
یکی از بزرگترین نگرانیهای مردم ایران در سالهای اخیر، احتمال درگیری نظامی با آمریکا یا متحدانش، بهویژه اسرائیل، بوده است. ادامه مذاکرات، حتی اگر به نتیجه نرسد، این پیام را به جامعه میدهد که دو طرف به دنبال راهحل دیپلماتیک هستند، نه تقابل نظامی. این موضوع میتواند حس امنیت نسبی را در میان مردم تقویت کند.
وقتی ایران و آمریکا در حال گفتوگو هستند، احتمال اقدامات تحریکآمیز از سوی بازیگران منطقهای مانند اسرائیل نیز کاهش مییابد، زیرا آمریکا به متحدانش سیگنال میدهد که فعلاً مسیر دیپلماسی را دنبال میکند. برای مردم عادی، این یعنی “فعلاً قرار نیست جنگی رخ دهد”، و این حس امنیت میتواند اضطراب عمومی را تا حدی کم کند. با این حال، این اطمینان خاطر نیز شکننده است و به عوامل مختلفی، از جمله اقدامات بازیگران خارجی، بستگی دارد.
چرا مذاکرات کشدار به نفع هر دو طرف است؟
برای ایران، مذاکرات کشدار فرصتی برای خرید زمان فراهم میکند. اقتصاد ایران تحت فشار تحریمها و تورم قرار دارد، و ادامه مذاکرات به دولت این امکان را میدهد که بدون دادن امتیازهای بزرگ، فشار اجتماعی و اقتصادی را مدیریت کند. از سوی دیگر، برای آمریکا نیز این وضعیت مفید است؛ شکست کامل مذاکرات میتواند وجهه دیپلماتیک این کشور را خدشهدار کند، در حالی که ادامه گفتوگوها به واشنگتن اجازه میدهد فشار را بر ایران حفظ کند، بدون اینکه وارد تقابل مستقیم شود.

چالشها و ریسکها
با وجود مزایای احتمالی، مذاکرات کشدار ریسکهایی نیز دارد. تداوم بلاتکلیفی میتواند اعتماد عمومی در ایران را کاهش دهد و نارضایتیها را افزایش دهد. همچنین، اگر بازیگران منطقهای مانند اسرائیل صبرشان تمام شود و اقدام تحریکآمیزی انجام دهند (مانند حمله به تأسیسات هستهای ایران)، این وضعیت شکننده بهسرعت از بین خواهد رفت. و در مقابل نیز جمهوری اسلامی به تقابل نظامی و ویرانی اسرائیل دست خواهد زد و از نظر اقتصادی نیز، مشکلات ساختاری ایران، مانند تورم بالا و کسری بودجه، با مذاکرات کشدار حل نمیشود و ثبات ایجادشده ممکن است موقتی باشد.
نتیجهگیری
مذاکرات کشدار ایران و آمریکا میتواند در کوتاهمدت ثبات نسبی به همراه داشته باشد، قیمت ارز را اندکی کاهش دهد، و حس امنیت را در جامعه تقویت کند. اما این ثبات مانند یک لیوان آب در بیابان است؛ تشنگی را موقتاً رفع میکند، اما مشکلات اصلی را حل نمیکند. برای دستیابی به ثبات پایدار، ایران و آمریکا باید از این فرصت استفاده کنند و با حفظ عزت ملی و منافع ملت ایران به سمت توافقی ملموستر حرکت کنند، هرچند با توجه به پیچیدگیهای موجود، این مسیر همچنان پرچالش به نظر میرسد.
3 دیدگاه در مورد “مذاکرات کشدار ایران و آمریکا: شنبه های لعنتی دوست داشتنی؟”